دخترک باکــره
اسپیکرها خاموش.زیر13سال واردنشوید
سلام عقاقی.... دلم مثل دلت خون شقایق...مثل مردن می مونه دل بریدن ولی دل بستن آسونه شقایق... عاشقانه یا پرازنفرت؟ این هم اتاقی جدیدم...هم اتاقی عزیزم....بردیا جان... بازهم باران می بارد..دارم داریوش گوش می دم..دلم بدجورهوای گریه داره..هوای روزای بچه گی...روزای عاشقی...بردیا دلم رو برد به سوی روزای که تمامش حسرت بودواکنون حتی حسرتی درآن نیست...تقدیم با اثاره ی از حسرت های پای مال... شبح تلخ غزل بازهم چشمانم را گشوده... دلم تاوان این قنج رفتن راندارد... مگر تاوان این قصه ی قهوه مانند... سالار شب نشینیست؟ مذاقم بد مینشیند.. پاره شده.. شاید می خواهم که پاره شود... سکوت می کنم مابین غمی از هیچ ومردگی ققنوس های زیر آتش افکارم ...بدمخشوش است... خیره ست...پاهای ذهنم تاول زده اند..کتانی های فکرم سوراخ است... زمستان افکارم خیلی بادوام شده... پادزهری باید ساخت برای طفل نوپای غم هایم... خاک وجودم بهاری نیست... مگر زمستان رفتنی نشد؟! موش کورشدیم...هیچ می بینیم وداغ می خوریم.. و جوم نمی خوریم..سکوت می کنیم و هیچ می بوسیم.. ابرک من وتو وما...ابرک حسرت دیگرنیست... ابرک ما ،ابرک پوچی و رذالت است... مثل قاصدک خالیست... مثل شلاق صدومین بار نامحسوس... مثل سوزآخر سرما قابل باور... مثل باغچه ی کوچک خاطرمون...گل رز پرپر... باید شقایق بود...باید شقایق ماند..باید هم نفس شقایق خواند... باید هم بوی ستاره ها نعره کشیدوکتیبه ی سردر ابر گذاشت... شفاف بماند...کدر شدم...هیچ رامی پرستم.. نه..نه..نمی پرستم..جای برای پرستش نیست..شاید باید کافرشد... شاید باید از نو نوشت..نو نوشت را..!! شاید باید فرشته بود...مابین فرشته ها... شاید باید ابلیس بود..مابین شیاطین... ومابین این رو...آدم!! +اول برای خودم نوشتم.. +دوم برای بردیا نوشتم.. +سوم برای سرنوشت شوم آدم های مابین نوشتم... +چشم هایم رابستم..آخرین باری بودکه از سکوت بارانی گذشته ام((آوابارانی)) استفاده کردم.. هومن: آقای صادقی: مهتابی سالمه..!! پس چشام.. بازم خشکه... چی؟! گردنم... چرا؟! شاید وقتشه..! زندگي يا مرگ..؟! هستي يا نيستي..؟؟! يكي به من جواب بده....!! +خوابيدن!! ++هزاره سوم...!! بگو تا رخ بكشه...!! هرزگي درختان سرو... مردگي كفتارها.... پسته...پست....مرداب.. قابل خوردن نیست؟ چرا...آن را می خوریم... ... سیاه است...زندگی می کنیم... دست زن می روید... زن مرا می رقصد... +داریوش بکارت.... که چی؟! من:اشباحش کن.... دخترک:باید اغواش کنی...!! حمایت:http://www.dir-link.com/page.php?id=reg&parent=ava کف... منوبالا..آورد...!! قسم... قسم... +باهزارتاشم به باورنمی رسه..!! پیاله ها جاری... کو؟! آن سبدنانم؟ کجاست؟! گم کرده... معجون زمان... من ومن گم شدیم... +ونداد راصداکن بازهم چشمک.... یعنی چی؟! یه رازه..!! +سربه مهره...!! کدوم راه؟!... +بی راهه بود!! لطفا یه بوس بفرستید....... +ولن تاین مبارک. +تواین دوره..دواداره...!! داغون..داغون شد... ماهی ندارم... کاش داشتی....!! سرخی چشمام... ابر بهار... +چی شد؟! حمایت:http://www.dir-link.com/page.php?id=reg&parent=ava هان؟ ترکیدم... دیگه نیستم... +تابوت چه واژه ی زیبائیست..!! +دوست داشتنیه..!! فضای این گونه... این چی بود...؟! +یه چیزی مثل..هیچی بازهم برگشت....!!!!!!!!!!!!!!!!!
.
.
.
از مسیر پیدا کردن خودت لذت ببر.
.
.
.
احتمالا قهوتون تموم شده که چای جوشیده می نوشی...!
زير آوار تن گرم گناه
حيف از عمر عزيز
که تلف شد زير يک بار گناه
حيف از لحظه خوب پرواز که نفهميديم و از ياد پريد
و گذشت لحظه بيدار گناه
زير يک فکر غريب
گشت آلوده سر انگشت تنم
با تن گمشده
حيف از پاکی ما
که فقط لذت ترديدش را من و تو فهميديم
حيف از بال کبوتر که گداخت
در سراب و رويا
و نفهميديم و از ياد پريد
لحظه خوب گناه !
| Design By : Night Skin |


