تبليغاتX
دخترک باکــره


دخترک باکــره

اسپیکرها خاموش.زیر13سال واردنشوید

او افتخار من بود...

به او عشق می ورزیدم....

وتا اخرین روز زندگانیم...

برپایان شیرین او...

خواهم گریست...

نوشته شده در جمعه 1387/04/14ساعت 3:43 توسط (...؟!)| |

پازلام پیدا شدن...

دارم می چینمشون...

خدا خیلی قشنگ می خنده...

+تو رو خدا بهمشون نریز..!!

نوشته شده در جمعه 1387/04/14ساعت 2:40 توسط (...؟!)| |

تولدتون مبارک آقا امیر

با چشم ها .....

نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 5:7 توسط (...؟!)|

من از خدا می خواهمت....

برای داشتن دستاهایت هیچ وقت دیر نیست....

+ این گونه پایبند نگاه معصومت شدم....

نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 2:25 توسط (...؟!)| |

سلام...
می خوام برای همه توضیح بدم و به سوالات خیلی از دوستانم جواب بدم...

ق.ن:من نیازی ندارم که بیائی بنویسی خودکشی کار آدمای ضعیفه...یا هنوز جوونی..یا تو حیفی... یا خیلی خوشگلی.. از این چرند و پرند ها تحویل نظرات ندین...من همینم.. قصد تغییر هم ندارم...فقط بخون اگه دوست داری... اگه نداری هم مرسی که اومدی به وبلاگ من... در ضمن لطف کن به حالم دلسوزی کن... من نیازی به دلسوزی شما ندارم... عاجز از آدما نیستم... عاجز از غرور لعنتی ام هستم...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/04/11ساعت 2:21 توسط (...؟!)| |

مثه ماهی توی دریا...

    مثه شاپرک روی برگها....

           مثه نوری توی تنهائی شب هات...

                  می مونم تو داغی هرم نفس هات...

(امیر بابک یحیی پور)

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 8:1 توسط (...؟!)|

فروغ کجائی که ببینی مرگ مرا در خویش....

وتکان دادن دستش که....

+خدا رحمتت کنه !

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 7:46 توسط (...؟!)|

می چرخوندم...

لبام می گفت...؟!

+ذکر....!!!

+آروم شدم..!!!

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 7:41 توسط (...؟!)| |

کات....
فرصت تمام شد...
من به ابهامات قلبم رسیدم...
+دروغ گفتم!!!

نوشته شده در شنبه 1387/04/08ساعت 8:26 توسط (...؟!)| |

یه روز نوشتم...

دلم گرفت...

خدا بهم خندید..

چی قشنگ تر از خنده ی خدا...

نوشته شده در شنبه 1387/04/08ساعت 7:27 توسط (...؟!)| |


Design By : Night Skin